فردريك چارلز ريچاردز ( مترجم : مهين دخت بزرگمهر )
147
سفرنامه فرد ريچاردز ( فارسى )
يزدخواست ، ايزدخواست هنگامى كه مسافر از اصفهان به شيراز جادهء صحرايى و طولانى را ، كه مانند نوارى سيمگون در سراسر دشت كشيده شده ، طى مىكند از سه چيز كه مىتواند راهنماى روح او باشد آگاهى دارد . مسافر مىداند كه در طول راه يزدخواست و « تخت جمشيد » و « تنگ اللّه اكبر » را خواهد ديد . اگر عامل ارتفاع را مورد توجه قرار دهيم محل چهارم يعنى ده بيد را كه 000 8 پا از سطح دريا ارتفاع دارد مىتوان به اين سه افزود . مىگويند كه دهبيد مرتفعترين دهات مسكونى ايران و از لحاظ ميزان بادى كه در آنجا مىوزد دومين آنها محسوب مىشود . ولى شايد بتوان يزدخواست را شگفتانگيزترين ، دهبيد را پربادترين ، « تخت جمشيد » را تماشايىترين و « تنگ اللّه اكبر » را باصفاترين اين چهار دانست . پس از مسافرتى خستهكننده ، كه به حد كافى ملالآور است و اگرچه از اين حيث به پاى سفر يزد نمىرسد ، به يزدخواست مىرسيم و در يك لحظه احساس خستگى مسافر مبدل به اعجاب و شگفتى حقيقى مىگردد . چون همين كه به دهكدهاى مىرسد كه به ظاهر خانههاى گلى آن بر طبق معمول از يك طبقه تشكيل يافته است و گنبد منحنى مسجد آن خط كشيدهء افق ملالانگيز دشت را در هم شكسته ، ناگهان و بر خلاف انتظار شكافى را كه در صحرا پنهان است مشاهده مىكند كه بعد معلوم مىشود عمق آن نيز زياد است . در قعر اين شكاف بستر خشك رودخانهاى ، كه به رودخانههاى ماقبل تاريخ شباهت دارد ، قرار گرفته است . در مركز اين شكاف يك شهر افسانهاى ، كه خانههاى كوچك آن از گل ساخته شده با ايوانهاى مرتفع و بدون پيرايه بر روى يك صخرهء عظيم و دورافتاده كه به كشتى شباهت دارد ، بنا شده است . پرت شدن از يكى از اين سكوهاى